- آخ - چی شد؟ مرد از توی اتاق صدا زد. زن قد علم کرد. سرش را دست کشید و در کابینت را بست. قطره ی درشت اشکی روی گونه ی کبودش غلطید. صبح تابستان (زمزمه در غربت ۱۱)...
ما را در سایت صبح تابستان (زمزمه در غربت ۱۱) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 4:01
ما را در سایت صبح تابستان (زمزمه در غربت ۱۱) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 4:01
لبخند میزنم با نیمِ صورتم که سوی توست و عشق در چشمم میدرخشد. نیم دیگرم اما از پنجره به بیرون پاشیده. صبح تابستان (زمزمه در غربت ۱۱)...
ما را در سایت صبح تابستان (زمزمه در غربت ۱۱) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 4:01